سیاست خارجی کشور بهدلیل دوقطبیهای کاذب و روایتسازیهای رسانهای دشمن، دچار مناقشات ذهنی شده است. این یادداشت با نقد افراط و تفریطهای موجود، بازگشت به الگوی «عزت، حکمت و مصلحت» را تنها مسیر عبور از اغتشاش ذهنی و تضمینکننده همافزایی مردم و حاکمیت میداند.
به گزارش افق نو آران و بیدگل؛ سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره در کانون توجه، نقد و گاهی مناقشات تند سیاسی بوده است. بخشی از این حساسیتها، ناشی از دغدغههای واقعی و ملی است، اما بخش قابلتوجهی از آن، محصول کلیشههای تاریخی، سوءظنهای مزمن و دوقطبیسازیهای کاذب؛ مانند تقابل خیالی «مذاکره در برابر جنگ» است. این فضای روانی، بهویژه در شرایط پیچیده فعلی، بسیاری از کارگزاران ذیربط را در لاک دفاعی و محافظهکارانه فرو برده و عرصه را برای روایتگری دشمن (نظیر روایتسازیهای کاذب رسانهای) باز گذاشته است تا افکار عمومی را دچار تشکیک کند.
عبرتهای تاریخی؛ از قیام توابین تا عهدنامههای تحمیلی
برای رهایی از این اغتشاش ذهنی که وحدت ملی را تهدید میکند، نیازمند بازگشت به الگوی متعادل و بنیادین «عزت، حکمت و مصلحت» هستیم. تنها با ترکیب این سه ضلع است که میتوان از افراط و تفریطهای مخرب فاصله گرفت.
پافشاری صرف بر «عزت»، اگر از «مصلحت» تهی باشد، به کنشی احساسی و بدون آیندهنگری بدل میشود. تاریخ، قیام توابین در «عینالورده» را به یاد دارد؛ که چگونه عدهای با شور انقلابی و بدون برآورد نظامی و تدبیر، به مسلخ رفتند؛ نه به یاری امام رسیدند و نه راهبردی برای آینده داشتند.
آنسوی ماجرا، تکیه مطلق بر «مصلحت» نیز (اگر از پشتوانه عزت تهی باشد) به ورطه سازش و عقبنشینی میلغزد. در این مسیر، ترس از دشمن در پس نقاب عقلانیت پنهان میشود؛ مانند تجربهای تلخ که میراث عهدنامههای گلستان و ترکمنچای است.
حکمت؛ خطبهی عقد عزت و مصلحت
در منطق اصیل انقلاب، مصلحت و تکلیف شرعی در امتداد یکدیگرند، نه در تقابل با هم. «حکمت» همان عقلانیت راهبردی است که مانع از زمینگیر شدن حرکت میشود. اگر حکمت نباشد، وسواسهای نظری، اصلِ حرکت را متوقف میکند. حکمت، خطبهی عقد عزت و مصلحت است؛ این دو را به هم میپیوندد تا همزمان که ایستادهایم، کشور نیز به درستی اداره شود.
اصلاح روایت؛ ضرورت تفاهم میان مسئولان و مردم
مشکل اصلی در منازعات امروز، تفاوت زاویه دید میان مسئولان و بدنه جامعه است. مطالبهگری یک شهروند عادی که دغدغهاش آرمانخواهی تا مرز شهادت است، با دغدغهی وزیری که مسئولیت تأمین نان و امنیت معیشتی بیش از ۸۰ میلیون نفر را در کوران جنگ دارد، متفاوت است.
مدل وحدتبخش این است: مردم باید سختیهای ادارهی کشور در شرایط جنگی را درک کنند و مسئولان نیز باید بغض مقدس مردم در انتقام از دشمن را بفهمند. اگر این تفاهم نباشد، مردم آرمانخواه به مسئولان برچسب «نفوذی» یا «ترسو» میزنند و در عین حال، تدابیر کلان رهبری مبنی بر پرهیز از تفرقه، در میان این هیاهو گم میشود. از سوی دیگر، مسئولان نیز نباید بهجای درک این احساس، برای پاسخگویی مرتب از کاستیها و نداریها صحبت کنند که عملاً باعث برجسته شدن «روایت ضعف» میشود.
برای عبور از این بنبست روانی، باید عزت، حکمت و مصلحت را یکجا دید. این نگاه جامع، نهتنها به کاهش بدبینی و سوءظنهای ویرانگر کمک میکند، بلکه همافزایی مردم و کارگزاران را در مسیر ساخت آیندهای روشن برای کشور تضمین خواهد کرد.
📝علیرضا نمکی

Sunday, 11 October , 2026