واکاوی معادلات اخیر نشان میدهد که ایالات متحده با درک محدودیتهای عملیاتی خود در برابر توان تسلیحاتی و تنوع تاکتیکی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به سمت تغییر جهت از رویارویی مستقیم به سمت «جنگ شناختی و فرسایشی» حرکت کرده است.
واکاوی معادلات اخیر نشان میدهد که ایالات متحده با درک محدودیتهای عملیاتی خود در برابر توان تسلیحاتی و تنوع تاکتیکی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به سمت تغییر جهت از رویارویی مستقیم به سمت «جنگ شناختی و فرسایشی» حرکت کرده است.
واکاوی معادلات اخیر نشان میدهد که آمریکا با درک محدودیتهای عملیاتی خود در برابر توان تسلیحاتی و تنوع تاکتیکی نظامی نیروهای مسلح، و همچنین با در نظر گرفتن برخورد با سلاحهای اثرگذار و ناشناخته ساخت داخل، به این نتیجه رسیده است. محاسبۀ هزینههای سنگین جنگی و ضربات اساسی وارد شده به پایگاههای خود در منطقه ــ بهویژه در پیامدهای درگیریهای موسوم به «جنگ رمضان» و نبردهای پس از آن ــ نشان میدهد که طولانی شدن مدت زمان جنگ، دستاوردی برای واشینگتن در تقابل نظامی مستقیم با ایران نخواهد داشت و تنها آنها را در یک «باتلاق مرگبار» گرفتار میکند.
در نتیجه، ایالات متحده درصدد است ضمن حفظ نمایش قدرت، از رویارویی سخت به سمت جنگ شناختی و فرسایشی تغییر جهت دهد. به نظر میرسد تمرکز اصلی دشمن اکنون بر محورهای زیر استوار شده است:
۱. ایجاد شک در تصمیمگیریهای راهبردی
دشمن با بهرهگیری از جریانهای لیبرال و غربگرا، درصدد برهم زدن محاسبات مسئولین و زمینهسازی جهت تضعیف روحیه مقاومت است. هدف اصلی در این بخش، ایجاد فضای تردید در تصمیمگیریهای راهبردی کشور است تا انسجام تصمیمگیران از درون دچار آسیب شود.
۲. سناریوی آشوبسازی و مدیریت بحران داخلی
تلاش برای ایجاد بستر مناسب جهت جرقه زدن به آشوبها بر اساس تصمیمات اقتصادی، و نیز تلاش برای ورود عناصر تروریستی به حریم شهرها، یکی از راهبردهای اصلی دشمن است. هدف از این اقدام، پایین آوردن سطح آمادگی ذهنی و تمرکز نیروهای امنیتی از معادلات اصلی (مانند مقابله با دشمن خارجی) به سمت چالشهای داخلی و پاکسازی آلودگیهای اغتشاش است. این سناریو در واقع مقدمهای برای ایجاد پوشش لازم جهت مداخلات هوایی و احتمالا زمینی متعاقب آن شرایط طراحی شده است.
۳. بیاعتبار سازی جایگاه ولایت فقیه
در این میان، ورود چهرههای فتنهگر با هدف تشکیک در ماهیت مقاومت و بیاعتبار سازی جایگاه قدسی و راهبردی ولایت فقیه ارزیابی میشود. این کنشها، بخشی از عملیات روانی برای ایجاد شکاف میان ملت و رهبری و تضعیف انسجام داخلی در بحبوحه فشار دشمن است.
۴. جنگ اطلاعاتی و پمپاژ اخبار دروغ
انتشار اخبار دروغ از وضعیت میدان و دستآوردسازیهای کاذب (مانند آنچه در جنوب لبنان و مسئله «تل علی طاهر» رخ داد) با هدف پمپاژ وسیع خبری، برای ایجاد ناامیدی و بیاعتمادسازی به نیروهای مسلح و توان مقاومت صورت میگیرد.
نتیجهگیری
بنابراین، آنچه امروز در داخل رخ میدهد، صرفاً یک تنش سیاسی یا اجتماعی نیست؛ بلکه بخشی از یک نقشه جامع نبرد تمامعیار در سطح ذهنی و روانی در قالب جنگهای شناختی و ادراکی است که هدف آن، تخلیه توان دفاعی کشور از طریق ایجاد آشوبهای داخلی، پیش از وقوع هرگونه درگیری خارجی است.
نویسنده: علیرضا نمکی، فعال رسانه

Tuesday, 13 October , 2026